تبلیغات
كافه نرودا
كافه نرودا
هیس.... اینجا كسی خواب نیست!

دیرگاهیست كه ذهنم از چیزی لبریز شده و سوالهایی بی جواب من را آزار می‌دهند...

در نوشته‌های گذشته اشاراتی كوتاه به خدا كردم.. خدایی كه در كتابخانه گاه گُم می‌شد و گاه پیدا ! خدایی كه گاه حس شد و گاه نبود! خدایی كه....

 انگار قوم عرب شدم (!) معجزه می‌خواهم...

قلمم را برداشتم و روی كاغذ بی‌مقدمه نوشتم و مور مور تردید را از زیر پوستم سقط كردم...........

واژگانی كه نام ندارند....:

خیره بر دستی كه در پی انكاری

قلمی را محكم  می‌كشد بر كاغذ

در من پُر تشویش شعری از عصیان است

هجمی از تاریكی در تنم ویران است

می‌دَرد تیغ قلم ، پوست عریان تن كاغذ را

و مُكرر واژه می‌زند بر دنیا

از خدا تا آدم ... از حوا تا تبعید

همه اندوه و همه تنهایی.. ما چرا اینجاییم ؟؟!

قلبم از تو خالی.. چشم من نا بیناست

زیر لب می‌خوانم

پس خدای من كجاست ؟؟

می‌كشم دستم را ... بر درو دیوارها

تا كه شاید بخورد

بر تن پاك خدا

....

نه، خدا اینجا نیست

آن تن خسته كه دیروز به هنگام غروب

همه تنهایی خود بر دوشش

در پی یك همدم... از دیار ما رفت..

او خدای من بود...

من پُر از عصیانم...

كوچ نویس:

-         دوست داشتم بیشتر بنویسم اما گاهی باید احساساتمان را به اشتراك بگزاریم نه واژگان را...

-         من هرگز نترسیدم اما وقتی خدا نیست احساس تنهایی می‌كنم...

-    چهار روز پیش در جاده چالوس،سنگهای بزرگی از بالای كوه جلوی ماشین ما سقوط كرد و من فهمیدم هرگز مرگ را دوست ندارم!

-         راحیل واژه مرد را مقدس می‌داند، متهم به مرد ستیزی‌اش نكنید..

-         این تصاویر زیبا از آثار هنری مگی تایلور هستند... سپاس مگی..

 

 

-         اشكان و مهسا دیروز جدا شدند........................

-         از بابت بدقولی 7 عصر ، سخت شرمسارم........

-          دوست همیشه خوبم نادر، حرفهای نگفته‌ای دارد كه خواندنیست...

-         و دیگر هیچ...

 

راحیل

این عكس یكی از شاهكارهای دوست خوبم عكاس كثیف .. تصویری شبیه روزهای من....


موضوع مطلب : خط خطی,شاعر دیوانه,
ارسال شده توسط راحیل در ساعت 16:14 | نظرت شما ()
نمایش نظرات 1 تا 30