تبلیغات
كافه نرودا
كافه نرودا
هیس.... اینجا كسی خواب نیست!

هوا كم كم رنگ پاییز به تن كرده.. توی حیاط خونه ایستادم وبه درخت‌های عریان باغچه كوچك نگاه می‌كنم..

هدفون توی گوشم و موسیقی با پاییز توام شده تا حسی عجیب رو در رگ‌هایم به جریان در بیاره....

باد دامنش رو بر تن كاشی‌های كهنه حیاط می‌كشه تا برگ‌های خشك رو به رقص واداره و دل من و برای شنیدن خش‌خش پاییز، بی‌تاب كنه.....

مشتاق شنیدن موسیقی فصل‌ها، هدفون رو از گوشم در‌میارم.....

اما صدای برگ‌ها در فریاد عاجزانه‌ی زن همسایه گُم می‌شه....................

-         كثافت.. خستم كردی... ای‌خدا.. این چه بخت و اقبالی بود.... خدا وَرِت داره كه راحت بشم....

آه و ناله‌ی زن همسایه با طنین تلخ گریه نیلوفر همراه.... گاه صدای ضرب دستهای بی‌رحم مادر ،  كه بر تن نیلوفر می‌شینه رو می‌شنوم و با هر ضربه، صدای گریه به ناله‌ای تلخ و تلخ‌تر تبدیل می‌شه...........

سنفونی سیاه نیلوفر..... دختر 5 ساله استثنایی تنم رو مثل برگ‌های آواره كف حیاط خُرد و پوسیده می‌كنه...

هدفن رو توی گوشم هُل می‌دم اما تمام تنم در تسخیر صدای ناله‌ی نیلوفر همچنان خُرد می‌شه.... قدم بر‌میدارم تا به چهاردیواری خانه پناه ببرم...

صدای پاهایم رو می‌شنوم كه مثل برگ‌های خشك و شكسته خودش را بر تن‌پوش كهنه حیاط می‌كشد...................

خش...... خش..... خش......

و هنوز... زن همسایه و نیلوفر.....

سرم پُر از فكر‌های بی‌پروا می‌شود.....

اگر روزی فرزند من... كسی كه از عشق و احساس متولد می‌شه و در درونم آرام و ساكت رشد می‌كنه... فرزندی كه صدای طپش قلبش تمام تنم رو جان دوباره می‌ده و برای دیدن چشمهاش و بوسیدن دستانی كه پاك ترین دستهای دنیاست لحظه شماری‌ خواهم كرد، یك سندروم باشه... تصمیم من چی خواهد بود؟.....

درسهایی كه خواندم رو مرور می‌كنم....

رابطه ژن‌ها و ارثی كه ناخواسته به ما می‌رسد...

50% معلولیت‌ها تحت تاثیر عوامل ژنتیك...

نابودی زندگی انسان فقط به خاطر یك كروموزوم..

تشخیص كودك سندروم در ماه‌های اول  بارداری.... (والبته تشخیص نابینایی، ناشونایی و حتی تالاسمی)

توانایی‌ها و ناتوانی یك كودك سندروم دان....

آزمایش آمنیوسنتز (راهی برای تشخیص بیماری‌های ژنتیكی..)

و سقط........................

تصویری كه شاید وحشیانه باشد اما زندگی اجباری كودكی ناقص، معلول، سندروم را منتفی می‌كنه...

در سرم مادر نیلوفر رو متهم می‌كنم....

و اما من ....

با تمام اشتیاقم برای داشتن فرزند و احساس پاك رشد انسانی از من، درون من، اگر روزی در جواب آزمایشم، پزشك با چشمانی متاسف فرزندم رو بیماراعلام كنه...( بیماری كه زندگی شخصیش به دلیل ناتوانی‌ها به زندگی مشترك اجباری تا پایان عمر تبدیل بشه) قطعا قدم بعدی من مسیر قانونی سقط فرزندم خواهد بود...

فرزندم......

تا نه به او و نه به انسانیت خیانت نشه......

من امروز یك مادر بی‌رحم و یا یك زن بی‌احساس نیستم.....

 بلكه  به كودكی فكر می‌كنم كه می‌تونه سقط بشه و هرگز طعم تلخ زندگی كودكان معلول رو نچشه...

و اگر با احساسم تصمیم بگیرم و تولد صورت بگیره ....

كودكی ضعیف... شكننده كه با آسیب متولد می‌شه... حسرت شبیه دیگران بودن... حسرت بازی‌های كودكانه... حسرت بزرگ شدن.... حسرت عاشق شدن.... حسرت بچه‌دار شدن...

و...... حسرت زندگی كردن.....

من برای احساس مادر شدن حق ندارم با زندگی یك انسان بازی كنم...

من نسبت به ژن‌های خودم مسئولم....

من مسئولم اگر می‌دونم ممكنه باعث بیماری ونقص در انسانی بشم....

من حق ندارم در هر شرایطی به بچه‌دار شدن فكر كنم...

.......

مادر نیلوفر هنوز برای من یك متهم.....

5 سال پیش با همسری كه حالا خبری ازش نیست (!) به لذتی تن دادن كه منجر به تولد فرزندی ناخواسته شد...

حتما وقتی برگه آزمایش روگرفته با جمله مضحك: خدا داده ، خوب نمی‌شه كاریش كرد !! نه ماه رو سپری كرده.......

 نمی دونم آزمایش داده.. دكتر رفته... نمی‌دونم اما اینا دلیل نیست و تو از اتهام من تبرئه نمی‌شی......

چون می‌دونم شرایطش روداشتی و اگر هم نداشتی نباید بچه‌دار می‌شدی...

كه امروز همسرت رو از دست بدی.....

خواستگار دخترت بعد از دیدن نیلوفر منصرف بشه...

تو بشكنی....

گناه كنی.....

و نیلوفر روزهایی خالی از زندگی رو پشت سر بزاره .........

نمی‌دونم پشت اون خنده‌ی گنگ و نگاه همیشه براق، چی‌می‌خواد بگه.....

شاید می‌خواد از خدا شكایت كنه.....

اما نیلوفر، مادر تو متهم.....

خدا اینبار بی‌تقصیر.................

چیز نوشت:

-    اگر علم پیشرفت نكرده بود،  هرگز مادری رو متهم نمی‌كردم اما به همون میزان كه دنیا پیشرفت می‌كنه ما مسئولیتمون سنگین‌تر می‌ه...

-         من سقط رودر بارداری‌های ناخواسته كه شرایط تولد فرزند رو ندارند هم مجاز می‌دونم...

-         در آمریكا ازدواج فامیلی كه ممكنه منجر به اختلالات ژنتیكی بشه، ممنونع.

-         بیشترین درصد كودكان معلول در كشورهای مذهبیِ!

-         اگر روزی تصمیم به تولدكودكی معلول گرفتیم باید قدرت مقابله با همه‌ی وجه‌های دردناك زندگی رو داشته باشیم........

-    نباید به این امید كه شاید فرزند من جزء آن كودكان استثنایی انگشت‌ شمار در دنیا باشه، با زندگی یك انسان بازی كنیم....

-         دوست دارم نظر تك تك شما دوستان با ارزشم رو در این رابطه بدونم تا اگر اشتباه می‌كنم، اشتباه به راهم ادامه ندم....

-         با تاخیر اما از صمیم قلب درگذشت استیو جابز روتسلیت می‌گم.... (گاهی یادم می‌ره آدم‌های بزرگ هم رفتنی هستند...)

 

راحیل

نمایش نظرات 1 تا 30