تبلیغات
كافه نرودا
كافه نرودا
هیس.... اینجا كسی خواب نیست!

امروز همه‌جا برای جسم من سرد است... می‌لرزم و درنمورترین مرداب دنیا به یغما می‌روم....

در تاریك ترین وجه دنیا...

من كِز می‌كنم و دلتنگ می‌شوم برای انسان‌هایی كه انگشت شمارند.....

برای نهال... برای هاله...برای................

اشك حسرت

این دردنامه فریادیست در پس گوش‌هایی كه هرگز نشنیدند......:

(( زمین درشوك است و صدای نبض هر لحظه آرامتر می‌شود....

دستانم را در هم گره می‌كنم و بر قفسه سینه‌ی ایران می‌فشارم....

یك..... دو.......

نبض بی‌رمق..........

ترس

فریاد می‌زنم: برگرد...تو با باید بمونی.... خواهش می‌كنم.... برگرد......

در چشمانم، خیره‌ نگاهش را تكرار می‌كند...

نگاهی كه دیگر نا ندارد... نگاهی سرد.. دلتنگ.... دلگیر.....

بغض درگلویم نه، كه در جانم ریشه دوانده.... دستانم هنوز سینه‌اش را می‌فشارد...

در هاله‌ای از بغض و اشك، فریادی كه دیگر فریاد نیست و تكرار می‌شود...

یك... دو....

برگرد.... خواهش می‌كنم....

و پلك‌هایش را آرام و خسته از سالیان طولانی بر هم می‌خواباند...

ایران..... مُرد....

اشك برای مرگ

سربرسینه‌ای می‌گزارم كه سال‌ها پیكارهای سردِ درد را به دوش می‌كشید....

و منتظر بود.........))

انتظار سیاه

سرد نویس:

-         نبض ایران ایستاد وقتی نفس گرم نهال... سردشد...

-         امروز خودكشی مقدس ترین واژه‌ی دنیاست.....

-         من به جهنم اعتقاد دارم... احساس سوختن و شعله كشیدن،  پوست و روحم را می‌دَرد......

-      نهال، می‌دانم كه در آغوش بهنامی... چشم ببند و آرام ترین خواب دنیا را تجربه كن.. در امنیت ... در آزادی.......................

-      دردناك‌ترین پیكار، سرور مردم این سرزمین برای مرگ پسری 17 ساله بود كه به پاس تنگ شدن طناب بر گردن و جان دادنش، دست زدند و سوت كشیدند......

-         نوش‌دارو را بیاور... سهراب مُرد.....................

-         چه وفادار مانده ام  .. به آن شهریور كه از جانب پیراهن تو نابهنگام ، بر پوشانیدن سال ها،‌ طلوع كرد  (نهال)

-         این نوشته‌های خط‌خطی، پاسخ قلبم بود به واژه‌واژه‌های بی‌دل... مردی روشن در سرزمین تاریك...

-         لحظه‌های محتضر

مرگ تدریجی

راحیل.....

نمایش نظرات 1 تا 30