تبلیغات
كافه نرودا
كافه نرودا
هیس.... اینجا كسی خواب نیست!

رویای زیبایی وقتی یك انسان در وجودم رشد كنه.. انسانی كه از عشق متولد می‌شه.. من هرلحظه احساسش كنم.. درونم غلت بخوره.. آروم رشد كنه.. شكل بگیره.. پنجه های كوچیكش رو مشت كنه.. و گاهی در آرامش انگشتش رو بمكه.. به شكمم لگد بزنه و من لذت بخش ترین درد دنیا رو تجربه كنم...

واژه‌ای كه امروز ازش صحبت می‌كنیم خیلی عمیق تر از این حرفاست اما چیزهایی می‌بینم كه یه دسته بندی رو توی ذهنم قائل می‌شه..

اینكه هر زن بچه دار مادر نیست..

اگه امروز واژه مادر به این اوج رسیده قطعا به خاطر صفات خوشرنگی كه در سلول سلولش جوونه زده.. گاهی زنی رو می‌بینم كه بچه‌ای نداره اما مادر ترین زنی كه دیدم.. چون همون صفات خوشرنگ مثل یه پیچك دورش پیچیده..

و اما زنهای بچه داری كه دوست ندارم مادر صداشون بزنم...

وقتی در یك عشق بازی وحشیانه اسپرم و تخمكی به زور همدیگه رو به آغوش می‌كشن و كسی آرام بی خبر متولد می‌شه.. كسی در تاریكی رشد می كنه در حالی كه زن در دنیای روشن نما تلاش می‌كنه تا سقط رو تجربه كنه....

وقتی از سر كنجكاوی لمس و لذت در رابطه‌ای بی احساس، كسی دیگر آرام نبض حیاتش روشن می‌شود..

وقتی در برابر پول..

وقتی...

(می‌دونم توی ذهنتون به شرایط جامعه فكر می‌كنید.. منم فكر می‌كنم..و هرگز زنی رو كه در زیر آوار مشكلات له شده، متهم نمی‌كنم..)

فاجعه و درد وقتی كه كودك سالم در برابر سقط مقاوم باشه و اثر قرص و آمپول اون رو به انسانی معلول تبدیل كنه.. بعد اسمش میشه قسمت و پیشونی نوشت و هركس هم اون زن رو ببینه براش دل سوزی می‌كنه.. اسم اون زن مادر نیست...

و خیلی مثالهای دیگه..

هرگز صفحه حوادث رو دوست نداشتم اما این روزها خبری كه هرلحظه می‌شنوم كودك آزاری...

كودك آزاری.. آزار دادن كودك.. كودك رو اذیت كردن.. وای خدای من .. معنی این واژه چیه..؟

اینجا چه خبره؟؟؟

چرا بچه؟؟؟ تو باهاش چیكار می‌كنی لعنتی...

انگار كسی داره به فرشته های خدا در ملع عام تج.او.ز می‌كنه.........

این عكس یه بچه‌است..

با یه مداد رنگیِ نارنجی ، كه شاید می‌خواد رنگ دنیای سیاهش رو عوض كنه.. اما چرا نمی خنده..؟؟ چرا زیر چشمش كبوده؟؟ چرا روی دستش سوخته؟؟ چرا خوشحال نیست؟؟ چرا زخمیه............................................

لعنت....

كافیه...

توی روزهایی كه هر روز روی پوست ما تیغ می‌كشن چرا خودمون به خودمون رحم نمی‌كنیم..

یادم رفت بگم.. روزت مبارك.. مادر راستكی....

(در ادامه مطلب نامه‌ای برای مادرم نوشتم و نقاشی چهره‌اش رو در روزگار جوونی كشیدم)

یك روز من جنینی در درون مادر خودم بودم.. و همه ما..  پای خواب همه ما مادری بیدار نشسته بوده.. برای بیماری ما اشك ریخته.. با لبخند ما جون گرفته..

 یادم میاد كه چطور برای زندگی من دوید و پیر شد.. و گاهی چقدر راحت یادم رفت كه مادر همة لحظاتش رو برای من فدا كرد....

این حرفهای من برای مادری كه خیلی بیشتر از یه مادر بود و هست:

مامان نمی تونم برات بنویسم.. تو كلامم جا نمی‌گیری.. وقتی مرور می‌كنم كارهایی رو كه برای ما انجام دادی.. متوقف می شم..  مامان یعنی منم می تونم یه روز مثل توباشم..

 یادم میاد گفتی برای اینكه بابا بزرگ اجازه بده به دانشكده پرستاری بری، اعتصاب غذا كردی..

اما به خاطر ما، بعد از اینكه احساس كردی بهت توی خونه نیاز داریم شغل مورد علاقت رو ترك كردی...

یادم میاد گفتی توی جبهه جزء داوطلبایی بودی كه برای جمع كردن دست و پای بچه‌های ایرانی از روی خاك و خون می‌رفتی تا بعد بتونی اجازه بگیری و زودتر بیای خونه.. به خاطر ما...

یادمه وقتی درگیر كارهای ما شدی دیگه وقتی برای نوشتن نداشتی.. دیگه داستان ننوشتی..

مامان وقتی بابا مُرد تو مرد ترین مامان دنیا شدی....!

مامان....

ما خیلی روزهای مشترك و خاطرات مشترك داریم.. خاطراتی كه خیلی وسیع تراز این واژه‌هاست...

خاطراتی كه هیچ كس باور نمی‌كنه..

 و امروز..

به صورتت نگاه می‌كنم.. هر خط و چروك یه داستان و یه غم رو حكایت می‌‌كنه..

خیلی جاها من بودم و دیدم و خیلی جاها چشمهای ما رو گرفتی و تنها نگاه كردی... تنها ایستادی...

روزهای شاد هم زیاد داشتیم وصدای خنده هات همیشه توی گوشمه.. یادته شب سال تحویل شیفت بودی وبابا ساعت 2 شب ما رو آورد بیمارستان تا ببینیمت.. با لباسهای عیدموم و گل اومدیم سر كار تا عید رو بهت تبریك بگیم...  چه روزهای خوبی بود...

مامان خیلی چیزها هست.. خیلی چیزا اما انگار نمی تونم بنویسم..

راستی فكر می كنی من بتونم مثل تو باشم؟ و لیاقت مادر شدن رو دارم؟

نه..........

دوست دارم.. روزت گرامی فرشته خوب...

راحیل

پشت دیوار:

 باید این رو هم بگم كه دو سال پیش برای من زن معنا پیدا كرد وقتی كف آسفالت خیابان نقاشی سرخ، خودش رو جیغ می‌كشید..

موضوع مطلب : كاكتوس قلم,خط خطی,
ارسال شده توسط راحیل در ساعت 17:27 | نظرت شما ()
نمایش نظرات 1 تا 30