تبلیغات
كافه نرودا
كافه نرودا
هیس.... اینجا كسی خواب نیست!

حس عجیبیِ وقتی برای تو مینویسم.. توی تنم به سرعت واژه‌های سحرآمیز رشد می كنن و قلبم گرم و سرد می شه.. انگار هی خورشید بالا میاد و پایین می ره.. فصل‌ها عوض می شن و به بهار می رسم..

من پر از جوونه‌ام.. آروم لبخند می‌زنم و ادامه می‌دم..

دیروز برای دستهای پاك تو شعر گفتم.. توی حرم گرم و صادقانش خوابیدم و زیر سقفش پُر از آرامش شدم.. و آروم بوسیدمشون...

یحیی من.. مرد خوب این اولین بهار زندگی مشترك ماست.. دوست دارم لحظه سال تحویل به چشمای مهربونت خیره بشم و وقتی سال نو می شه من درتو غرق باشم..

به یك سال گذشته نگاه می كنم.. به چیزهایی كه خواستم رسیدم.. ازدواج هرگز جزء برنامه های من نبود اما به جراًت می‌تونم بگم قشنگترین اتفاق سال 89 من تو بودی..

مثل یه سنفونی بی پایان درونم خلق شدی و امروز من بدون این اصوات نمی تونم حتی یك لحظه نفس بكشم..

و این تمام احساس من:

من خوشبختم.. چون تو روح تازه منی...

راحیل

موضوع مطلب : من و گنجیشك های خونه,قاب عكس,
ارسال شده توسط راحیل در ساعت 07:30 | نظرت شما ()